جلسه دوم
در این جلسه، مفاهیم پایهای مسیریابی در شبکههای کامپیوتری بررسی میشود. هدف از این بخش، درک نحوهی تصمیمگیری مسیریابها برای ارسال بستههای داده در شبکههای بزرگ و پیچیده مانند اینترنت است. همچنین دانشجویان با الگوریتمهای اصلی مسیریابی و پروتکلهای مهم مورد استفاده در اینترنت آشنا میشوند.
مفهوم مسیریابی در شبکه اینترنت
مسیریابی فرآیندی است که طی آن دستگاههای شبکهای به نام «مسیریاب» (Router) مسیر مناسب برای انتقال بستههای داده از مبدأ به مقصد را تعیین میکنند. در شبکههای بزرگ مانند اینترنت، معمولاً چندین مسیر مختلف بین دو نقطه وجود دارد و مسیریابها باید بر اساس معیارهایی مانند کوتاهترین مسیر، کمترین هزینه، یا کمترین تأخیر، بهترین مسیر را انتخاب کنند.
هر مسیریاب برای انجام این کار از ساختاری به نام «جدول مسیریابی» استفاده میکند. جدول مسیریابی شامل اطلاعاتی درباره شبکههای مقصد و بهترین مسیر برای رسیدن به آنها است. این اطلاعات میتواند به صورت دستی (Static Routing) تنظیم شود یا به صورت خودکار توسط پروتکلهای مسیریابی بهروزرسانی گردد.
مروری بر الگوریتمهای مسیریابی
برای تعیین بهترین مسیر در شبکه، از الگوریتمهای مختلفی استفاده میشود که مهمترین آنها عبارتاند از:
الگوریتم Distance Vector (بردار فاصله)
در این روش، هر مسیریاب اطلاعاتی درباره فاصله خود تا شبکههای مقصد را به همسایگان خود اعلام میکند. فاصله معمولاً به صورت یک معیار هزینه (Metric) مانند تعداد گامها (Hop Count) اندازهگیری میشود. مسیریابها با تبادل دورهای این اطلاعات، جدولهای مسیریابی خود را بهروزرسانی میکنند. یکی از ویژگیهای این الگوریتم سادگی پیادهسازی آن است، اما ممکن است در شبکههای بزرگ با مشکل همگرایی کند مواجه شود.
الگوریتم Link State (وضعیت پیوند)
در این روش، هر مسیریاب اطلاعات دقیقی از وضعیت لینکهای متصل به خود جمعآوری کرده و این اطلاعات را در کل شبکه منتشر میکند. سپس هر مسیریاب با استفاده از الگوریتمهایی مانند دایکسترا (Dijkstra)، یک نقشه کامل از توپولوژی شبکه ایجاد کرده و کوتاهترین مسیرها را محاسبه میکند. این روش نسبت به الگوریتم بردار فاصله سریعتر و دقیقتر عمل میکند، اما پیچیدگی محاسباتی بیشتری دارد.
مسیریابی در شبکه اینترنت
در اینترنت، مسیریابی در دو سطح اصلی انجام میشود. در سطح داخلی یک شبکه یا یک سازمان، از پروتکلهای مسیریابی داخلی استفاده میشود که به آنها Interior Gateway Protocol گفته میشود. این پروتکلها وظیفه دارند مسیرهای داخل یک سیستم مستقل (Autonomous System) را مدیریت کنند.
در سطح بالاتر، یعنی ارتباط بین سیستمهای مستقل مختلف در اینترنت، از پروتکلهای مسیریابی خارجی یا Exterior Gateway Protocol استفاده میشود. این ساختار باعث میشود اینترنت بتواند به صورت یک مجموعه بزرگ از شبکههای مستقل اما متصل به هم عمل کند.
بررسی و مقایسه پروتکلهای مسیریابی RIP ،OSPF و BGP
در ادامه جلسه، سه پروتکل مهم مسیریابی که نقش اساسی در عملکرد شبکههای مدرن دارند بررسی میشوند.
پروتکل RIP
RIP یکی از قدیمیترین پروتکلهای مسیریابی است و بر پایه الگوریتم Distance Vector کار میکند. در این پروتکل معیار انتخاب مسیر، تعداد گامها یا Hop Count است. حداکثر تعداد گام قابل قبول در RIP برابر ۱۵ است و مسیرهایی با تعداد گام بیشتر غیرقابل دسترس در نظر گرفته میشوند. این محدودیت باعث میشود RIP بیشتر در شبکههای کوچک مورد استفاده قرار گیرد.
پروتکل OSPF
OSPF یک پروتکل مسیریابی مبتنی بر الگوریتم Link State است و برای شبکههای بزرگتر طراحی شده است. در این پروتکل، مسیریابها با تبادل اطلاعات وضعیت لینکها، تصویری کامل از ساختار شبکه به دست میآورند و سپس کوتاهترین مسیرها را محاسبه میکنند. OSPF از معیار هزینه برای انتخاب مسیر استفاده میکند که معمولاً بر اساس پهنای باند لینک تعیین میشود.
پروتکل BGP
BGP مهمترین پروتکل مسیریابی در مقیاس اینترنت است و برای تبادل اطلاعات مسیریابی بین سیستمهای مستقل مختلف استفاده میشود. برخلاف RIP و OSPF که بیشتر در داخل یک شبکه سازمانی به کار میروند، BGP وظیفه مدیریت مسیرها بین شبکههای بزرگ اینترنتی را بر عهده دارد. این پروتکل بر اساس سیاستهای مسیریابی و قوانین مدیریتی تصمیمگیری میکند و به همین دلیل نقش کلیدی در پایداری و مقیاسپذیری اینترنت دارد.
جمعبندی
در این جلسه دانشجویان با مفهوم مسیریابی در شبکههای کامپیوتری آشنا شدند و نقش مسیریابها در هدایت بستههای داده در اینترنت بررسی شد. همچنین دو الگوریتم مهم مسیریابی یعنی Distance Vector و Link State معرفی شدند و تفاوتهای آنها مورد بررسی قرار گرفت. در پایان نیز سه پروتکل مهم مسیریابی شامل RIP ،OSPF و BGP از نظر عملکرد و حوزه کاربرد معرفی و مقایسه شدند. این مفاهیم پایهای برای درک نحوه عملکرد شبکههای بزرگ و زیرساخت اینترنت ضروری هستند.