هزینهیابی استاندارد
(ویژه دانشجویان کارشناسی پیوسته حسابداری – درس بهایابی ۲)
۱. تیتر اصلی فصل
هزینهیابی استاندارد: مبانی، انحرافات و کاربردها در کنترل و تصمیمگیری.
۲. مقدمه آموزشی (برای شروع تدریس)
در دنیای پیچیده تولید و خدمات، مدیریت مؤثر هزینهها امری حیاتی است. هزینهیابی استاندارد (Standard Costing) یکی از ابزارهای قدرتمند حسابداری مدیریت است که به سازمانها کمک میکند تا با تعیین هزینههای از پیش تعیین شده (استاندارد) برای محصولات یا خدمات، عملکرد واقعی را با این استانداردها مقایسه کرده و انحرافات را شناسایی و تحلیل کنند.
این فصل به شما کمک میکند تا:
- هدف هزینههای استاندارد را درک کرده و با نحوه تعیین آنها آشنا شوید.
- انحرافات هزینههای مواد مستقیم و دستمزد مستقیم را محاسبه و تحلیل کنید.
- انحرافات سربار تولید (ثابت و متغیر) را تجزیه و تحلیل کنید.
- اطلاعات انحرافات را برای بهبود تصمیمگیری و کنترل، تجزیه و تحلیل کنید.
- ثبتهای روزنامه مربوط به انحرافات و نحوه بستن حسابهای انحرافات را فرا بگیرید.
- با مشکلات و چالشهای اجرای هزینهیابی استاندارد و تعیین هزینه استاندارد آشنا شوید.
۳. هدف هزینههای استاندارد و نحوه تعیین آنها
الف) هدف هزینههای استاندارد:
برنامهریزی: ایجاد مبنایی برای بودجهبندی و پیشبینی هزینهها.
کنترل: شناسایی و اندازهگیری انحرافات عملکرد واقعی از برنامهریزی شده.
ارزیابی عملکرد: سنجش کارایی مدیران و کارکنان در استفاده از منابع.
ارزشگذاری موجودیها: ارائه یک مبنای باثباتتر برای ارزشگذاری موجودی مواد، کار در جریان و محصول ساخته شده.
کاهش هزینهها: با برجسته کردن ناکارآمدیها، زمینه را برای بهبود فراهم میکند.
سادهسازی حسابداری: تسهیل در پردازش تراکنشهای مربوط به تولید.
ب) نحوه تعیین هزینههای استاندارد:
هزینههای استاندارد بر اساس دو مؤلفه تعیین میشوند:
- استاندارد مقدار (Standard Quantity): مقدار یا زمانی که باید برای تولید یک واحد محصول یا انجام یک فعالیت مصرف شود. (مثلاً: کیلوگرم ماده اولیه، ساعت کار مستقیم)
- استاندارد قیمت/نرخ (Standard Price/Rate): هزینهای که باید برای هر واحد مقدار یا زمان مصرفی پرداخت شود. (مثلاً: قیمت استاندارد هر کیلوگرم ماده، نرخ استاندارد هر ساعت کار)
تعیین استاندارد مقدار:
- مطالعه مهندسی فرآیند تولید.
- بررسی دادههای تاریخی (با تعدیل برای بهبودهای آتی).
- تجزیه و تحلیل عملیات توسط کارشناسان.
- استاندارد مقدار باید شامل مقداری برای ضایعات و دوبارهکاری عادی باشد.
تعیین استاندارد قیمت/نرخ:
- قیمتهای خرید قراردادها و استعلام از تأمینکنندگان (برای مواد).
- نرخهای دستمزد توافق شده در قراردادهای کارگری و تحلیل ساختار نیروی انسانی (برای دستمزد).
- نرخهای استاندارد سربار بر اساس بودجه و ظرفیت تولید عادی.
۴. انحرافات هزینه های مواد و دستمزد مستقیم
انحرافات، تفاوت بین هزینههای استاندارد و هزینههای واقعی هستند. این انحرافات به دو دسته اصلی تقسیم میشوند: انحراف مقدار (یا حجم) و انحراف قیمت (یا نرخ).
- الف) انحرافات مواد مستقیم:
- مفهوم: مقایسه هزینه واقعی مواد مصرفی با هزینه استاندارد مواد که باید برای تولید واقعی مصرف میشد.
- انحراف مجموع قیمت مواد (Total Material Price Variance):
- نکته: این انحراف بر مبنای مقداری که خریداری شده محاسبه میشود، نه مقداری که مصرف شده است.
- انحراف مجموع مقدار مواد (Total Material Quantity Variance):
مقدار استاندارد مجاز = مقدار استاندارد برای هر واحد × مقدار واقعی تولید شده.
این انحراف نشاندهنده کارایی در مصرف مواد است.
ب) انحرافات دستمزد مستقیم:
مفهوم: مقایسه هزینه واقعی دستمزد با هزینه استاندارد دستمزد برای سطح تولید واقعی.
انحراف مجموع نرخ دستمزد (Total Labor Rate Variance):
- این انحراف نشاندهنده تفاوت در هزینهیابی ساعات کارکرد است (مثلاً استفاده از کارگران با نرخ بالاتر یا پایینتر).
- انحراف مجموع کارایی دستمزد (Total Labor Efficiency Variance):
- ساعات استاندارد مجاز = ساعات استاندارد برای هر واحد × مقدار واقعی تولید شده.
- این انحراف نشاندهنده کارایی در استفاده از زمان کار است.
۵. انحرافات سربار تولید
انحرافات سربار پیچیدهتر هستند زیرا سربار شامل هزینههای ثابت و متغیر است و نرخ جذب سربار بر اساس ظرفیت تولید تعیین میشود.
- الف) انحرافات سربار متغیر (Variable Overhead Variances):
- مفهوم: مقایسه سربار متغیر واقعی با سربار متغیر جذب شده بر اساس ساعات استاندارد کارکرد برای تولید واقعی.
- انحراف نرخ سربار متغیر (Variable Overhead Rate Variance):
- نرخ واقعی سربار متغیر = کل هزینه واقعی سربار متغیر / ساعات واقعی کارکرد.
- انحراف کارایی سربار متغیر (Variable Overhead Efficiency Variance):
این انحراف دقیقاً مشابه انحراف کارایی دستمزد است و تغییرات در مصرف ساعات کار را منعکس میکند.
ب) انحرافات سربار ثابت (Fixed Overhead Variances):
مفهوم: مقایسه سربار ثابت واقعی با سربار ثابت جذب شده (بودجه شده) برای تولید واقعی.
انحراف بودجه سربار ثابت (Fixed Overhead Budget Variance یا Spending Variance):
- هزینه بودجه شده سربار ثابت = نرخ جذب استاندارد سربار ثابت × ساعات استاندارد ظرفیت عادی.
- این انحراف نشاندهنده تفاوت بین هزینههای واقعی و بودجه شده سربار ثابت است.
- انحراف حجم سربار ثابت (Fixed Overhead Volume Variance):
- این انحراف زمانی رخ میدهد که ساعات استاندارد مجاز (مربوط به تولید واقعی) با ساعات استاندارد ظرفیت عادی (مبنای جذب سربار ثابت) متفاوت باشد. انحراف حجم مطلوب (Favoredable) زمانی است که تولید واقعی بیشتر از ظرفیت عادی باشد و نامطلوب (Unfavoredable) در غیر این صورت.
۶. تجزیه و تحلیل اطلاعات انحرافات
- اهمیت: انحرافات به تنهایی کافی نیستند؛ مهم است که بدانیم چرا رخ دادهاند و چه پیامدهایی دارند.
- دلایل احتمالی انحرافات:
- مواد: تغییرات قیمت خرید، کیفیت پایینتر/بالاتر از استاندارد، اتلاف بیش از حد، مدیریت ضعیف انبار، تکنیکهای تولیدی ناکارآمد.
- دستمزد: نرخهای متفاوت کارگران، اضافه کاری، مهارت ناکافی، ابزارآلات نامناسب، مدیریت ضعیف زمانبندی.
- سربار متغیر: تغییر در قیمت اقلام مصرفی سربار، ناکارآمدی در استفاده از منابع سربار.
- سربار ثابت: ظرفیت تولید کمتر/بیشتر از حد انتظار، هزینههای ثابت غیرمنتظره، تغییرات در هزینههای استهلاک.
- اقدامات مدیریتی:
- انحرافات نامطلوب (Unfavoredable): نیاز به بررسی دقیق، شناسایی علل ریشهای و اتخاذ اقدامات اصلاحی (مثلاً بهبود فرآیند، آموزش کارکنان، مذاکره با تأمینکنندگان).
- انحرافات مطلوب (Favoredable): نباید نادیده گرفته شوند. ممکن است نشاندهنده مدیریت عالی باشند، یا از طرفی ناشی از استانداردهای ضعیف، کیفیت پایین مواد، یا صرفهجوییهای موقتی باشند که پایدار نیستند.
- ارتباط انحرافات: انحرافات مختلف میتوانند بر یکدیگر تأثیر بگذارند (مثلاً انحراف نرخ مواد ممکن است منجر به انحراف کارایی مواد شود).
۷. ثبت روزنامه و بستن حسابهای انحرافات
در پایان دوره مالی، انحرافات شناسایی شده باید در دفاتر حسابداری ثبت شوند. این ثبتها معمولاً به دو روش انجام میشود:
- روش اول: انتقال به حسابهای کنترلی (Control Accounts)
- در این روش، انحرافات ابتدا به حسابهای انحراف (مانند انحراف قیمت مواد، انحراف کارایی مواد، انحراف نرخ دستمزد و …) منتقل میشوند.
- مثال ثبت انحراف مطلوب قیمت مواد:
[بدهکار] موجودی مواد [مبلغ استاندارد]
[بستانکار] انحراف قیمت مواد [مبلغ انحراف مطلوب]
[بستانکار] حسابهای پرداختنی / وجوه نقد [مبلغ واقعی]
- مثال ثبت انحراف نامطلوب کارایی دستمزد:
[بدهکار] انحراف کارایی دستمزد [مبلغ انحراف نامطلوب]
[بدهکار] کار در جریان ساخت [مبلغ استاندارد]
[بستانکار] حقوق و دستمزد [مبلغ واقعی]
- روش دوم: انتقال مستقیم به حساب سود و زیان
- در این روش، در پایان دوره، مانده حسابهای انحراف مستقیماً به حساب سود و زیان منتقل میشود. این روش سادهتر است اما کنترل ماهانه را دشوارتر میکند.
- مثال بستن حساب انحراف مطلوب قیمت مواد:
[بدهکار] انحراف قیمت مواد [مبلغ انحراف مطلوب]
[بستانکار] سود و زیان [مبلغ انحراف مطلوب]
- مثال بستن حساب انحراف نامطلوب کارایی دستمزد:
[بدهکار] سود و زیان [مبلغ انحراف نامطلوب]
[بستانکار] انحراف کارایی دستمزد [مبلغ انحراف نامطلوب]
- نحوه بستن حسابهای انحراف:
- مانده نهایی حسابهای انحراف (مطلوب یا نامطلوب) در پایان دوره مالی، به حساب سود و زیان یا مستقیماً به حساب سود انباشته منتقل میشود.
- انحرافات عمده و بااهمیت باید توسط مدیریت بررسی شوند.
- تأثیر انحرافات بر ارزشگذاری موجودیها نیز باید در نظر گرفته شود (اگر انحرافات مواد یا دستمزد قابل توجه باشند، ممکن است بخشی از آن به بهای موجودیها تخصیص یابد).
۸. بررسی مشکلات و چالشهای اجرای هزینهیابی استاندارد و تعیین هزینه استاندارد
الف) چالشهای تعیین هزینههای استاندارد:
دشواری تعیین مقادیر و قیمتهای دقیق: ممکن است استانداردهای اولیه بیش از حد سهلگیرانه یا سختگیرانه تعیین شوند.
تغییرات مداوم در محیط کسب و کار: تورم، نوسانات قیمت مواد، تغییر در تکنولوژی، باعث منسوخ شدن سریع استانداردها میشود.
پیچیدگی فرآیند تولید: در تولیدهای پیچیده یا سفارشی، تعیین استاندارد برای هر مرحله دشوار است.
مقاومت کارکنان: کارگران ممکن است تعیین استاندارد را تهدیدی برای شغل خود یا ابزاری برای فشار اضافی تلقی کنند.
هزینه بالای پیادهسازی: جمعآوری دادهها، تحلیلها و بهروزرسانی مداوم استانداردها نیازمند منابع است.
ب) چالشهای اجرای هزینهیابی استاندارد:
تمرکز بیش از حد بر انحرافات: ممکن است مدیریت صرفاً بر انحرافات تمرکز کند و دلایل عمیقتر مشکلات یا فرصتهای بهبود را نادیده بگیرد.
ایجاد روابط تنشآلود: تمرکز صرف بر انحرافات نامطلوب میتواند منجر به ایجاد روابط خصمانه بین بخشهای مختلف (مثلاً تولید و خرید) شود.
استانداردهای ناکارآمد: اگر استانداردها خود ناکارآمد باشند، انحرافات نیز معنای درستی نخواهند داشت.
عدم انعطافپذیری: در صنایعی که با تغییرات سریع مواجه هستند، پایبندی سفت و سخت به استانداردها میتواند مانع نوآوری شود.
تأثیر عوامل خارجی: انحرافات ممکن است تحت تأثیر عواملی باشند که خارج از کنترل مستقیم مدیران هستند (مانند بلایای طبیعی، تغییرات ناگهانی در بازار).
راهکارها:
مشارکت دادن کارکنان در فرآیند تعیین استاندارد.
بازبینی و بهروزرسانی منظم استانداردها.
استفاده از استانداردهای “قابل دستیابی” (Attainable Standards) به جای “ایدهآل” (Ideal).
تمرکز بر تحلیل انحرافات به عنوان یک ابزار مدیریتی، نه صرفاً یک معیار ارزیابی.
تلفیق هزینهیابی استاندارد با سایر سیستمهای کنترلی و بودجهبندی.
۹. مثال کاربردی (برای کلاس)
شرکت “دقت صنعت” برای تولید یک واحد محصول “آلفا”، استانداردهای زیر را تعیین کرده است:
- مواد مستقیم:
- مقدار استاندارد: ۲ کیلوگرم در هر واحد
- قیمت استاندارد: ۵,۰۰۰ ریال برای هر کیلوگرم
- دستمزد مستقیم:
- ساعت استاندارد: ۱.۵ ساعت در هر واحد
- نرخ استاندارد: ۲۰,۰۰۰ ریال برای هر ساعت
- سربار متغیر:
- نرخ استاندارد: ۴,۰۰۰ ریال برای هر ساعت کار مستقیم
- سربار ثابت:
- ظرفیت عادی ماهانه: ۱,۰۰۰ ساعت کار مستقیم
- کل سربار ثابت ماهانه بودجه شده: ۱۰,۰۰۰,۰۰۰ ریال (که نرخ جذب آن ۱۰,۰۰۰ ریال برای هر ساعت است)
اطلاعات واقعی برای ماه گذشته (تولید واقعی ۱۰۰ واحد محصول آلفا):
- مواد مستقیم:
- مقدار مصرف شده: ۲۲۰ کیلوگرم
- مبلغ واقعی خرید: ۲۳۰ کیلوگرم به قیمت ۵,۲۰۰ ریال برای هر کیلوگرم (۱۲۰ کیلوگرم مصرف شد و ۱۱۰ کیلوگرم باقی ماند)
- دستمزد مستقیم:
- ساعات کارکرد واقعی: ۱۶۰ ساعت
- مبلغ واقعی دستمزد: ۳,۴۴۰,۰۰۰ ریال (نرخ واقعی: ۳,۴۴۰,۰۰۰ / ۱۶۰ = ۲۱,۵۰۰ ریال)
- سربار متغیر واقعی: ۶۵۰,۰۰۰ ریال
- سربار ثابت واقعی: ۱۰,۲۰۰,۰۰۰ ریال
تحلیل مورد نیاز:
- محاسبه انحرافات مواد مستقیم (قیمت و مقدار).
- محاسبه انحرافات دستمزد مستقیم (نرخ و کارایی).
- محاسبه انحرافات سربار متغیر (نرخ و کارایی).
- محاسبه انحرافات سربار ثابت (بودجه و حجم).
راهحل:
- مقدار استاندارد مجاز برای تولید ۱۰۰ واحد:
- مواد: ۱۰۰ واحد × ۲ کیلوگرم/واحد = ۲۰۰ کیلوگرم
- دستمزد: ۱۰۰ واحد × ۱.۵ ساعت/واحد = ۱۵۰ ساعت
- هزینه استاندارد مواد مصرفی: ۲۰۰ کیلوگرم × ۵,۰۰۰ ریال/کیلوگرم = ۱,۰۰۰,۰۰۰ ریال
- هزینه استاندارد دستمزد: ۱۵۰ ساعت × ۲۰,۰۰۰ ریال/ساعت = ۳,۰۰۰,۰۰۰ ریال
- هزینه استاندارد سربار متغیر: ۱۵۰ ساعت × ۴,۰۰۰ ریال/ساعت = ۶۰۰,۰۰۰ ریال
- هزینه استاندارد سربار ثابت (جذب شده): ۱۵۰ ساعت × ۱۰,۰۰۰ ریال/ساعت = ۱,۵۰۰,۰۰۰ ریال
- انحرافات مواد مستقیم:
- انحراف قیمت مواد: (۵,۲۰۰ - ۵,۰۰۰) × ۲۳۰ کیلوگرم = +۴۶,۰۰۰ ریال (مطلوب) - نکته: چون خرید و مصرف متفاوت است، معمولاً این انحراف را بر مبنای خرید محاسبه میکنند.
- انحراف مقدار مواد: (۲۲۰ کیلوگرم واقعی - ۲۰۰ کیلوگرم استاندارد) × ۵,۰۰۰ ریال = +۱۰۰,۰۰۰ ریال (نامطلوب)
- انحرافات دستمزد مستقیم:
- انحراف نرخ دستمزد: (۲۱,۵۰۰ - ۲۰,۰۰۰) × ۱۶۰ ساعت = +۲۴۰,۰۰۰ ریال (نامطلوب)
- انحراف کارایی دستمزد: (۱۶۰ ساعت واقعی - ۱۵۰ ساعت استاندارد) × ۲۰,۰۰۰ ریال = +۲۰۰,۰۰۰ ریال (نامطلوب)
- انحرافات سربار متغیر:
- انحراف نرخ سربار متغیر: (۶۵۰,۰۰۰ ریال واقعی / ۱۶۰ ساعت واقعی - ۴,۰۰۰) × ۱۶۰ ساعت = (۴,۰۶۲.۵ - ۴,۰۰۰) × ۱۶۰ = +۱۰,۰۰۰ ریال (مطلوب)
- انحراف کارایی سربار متغیر: (۱۶۰ ساعت واقعی - ۱۵۰ ساعت استاندارد) × ۴,۰۰۰ ریال = +۴۰,۰۰۰ ریال (نامطلوب)
- انحرافات سربار ثابت:
- انحراف بودجه سربار ثابت: ۱۰,۲۰۰,۰۰۰ ریال واقعی - ۱۰,۰۰۰,۰۰۰ ریال بودجه = +۲۰۰,۰۰۰ ریال (نامطلوب)
- انحراف حجم سربار ثابت: ۱,۵۰۰,۰۰۰ ریال جذب شده - ۱۰,۰۰۰,۰۰۰ ریال بودجه = -۸,۵۰۰,۰۰۰ ریال (نامطلوب) - این محاسبه اشتباه است. باید از فرمول استفاده کرد:
- نرخ جذب استاندارد سربار ثابت = ۱۰,۰۰۰,۰۰۰ / ۱,۰۰۰ ساعت = ۱۰,۰۰۰ ریال/ساعت
- انحراف حجم سربار ثابت = (۱۵۰ ساعت استاندارد مجاز - ۱,۰۰۰ ساعت استاندارد ظرفیت عادی) × ۱۰,۰۰۰ ریال/ساعت = (۱۵۰ - ۱,۰۰۰) × ۱۰,۰۰۰ = -۸,۵۰۰,۰۰۰ ریال (نامطلوب) - این انحراف نشان میدهد که ظرفیت قابل توجهی از ظرفیت عادی استفاده نشده است.
۱۰. تمرینهای پایان فصل
- تعیین استاندارد: فرض کنید برای تولید یک میز، ۲ متر مکعب چوب با قیمت مترمربعی ۱,۵۰۰ تومان و ۳ ساعت کارگر ماهر با نرخ ساعتی ۱۰,۰۰۰ تومان نیاز است. ضایعات عادی چوب ۵% است. هزینههای سربار متغیر ساعتی ۵۰۰ تومان و هزینههای سربار ثابت ماهانه برای تولید ۱۰۰ میز، ۲,۰۰۰,۰۰۰ تومان است. هزینههای استاندارد مواد، دستمزد و سربار را برای تولید یک میز محاسبه کنید.
- انحرافات مواد: در ماه گذشته، ۵۰۰ کیلوگرم ماده اولیه به مبلغ ۶,۰۰۰ تومان خریداری و مصرف شد (قیمت استاندارد ۴,۵۰۰ تومان). برای تولید ۱۰۰ واحد محصول، ۲۰۰ کیلوگرم ماده استاندارد بود. هزینه واقعی خرید ۱۰% بالاتر از قیمت استاندارد بود. انحرافات قیمت و مقدار مواد را محاسبه کنید.
- انحرافات دستمزد: برای تولید ۲۰ واحد محصول، ۲۵ ساعت کار واقعی صرف شد. ساعت استاندارد برای هر واحد 1.2 ساعت و نرخ استاندارد ساعتی ۸,۰۰۰ تومان بود. کل دستمزد واقعی پرداختی ۲۲۰,۰۰۰ تومان بود. انحرافات نرخ و کارایی دستمزد را محاسبه کنید.
- انحرافات سربار: شرکت ۱,۰۰۰ ساعت کار کرد و ۲,۰۰۰,۰۰۰ تومان سربار متغیر واقعی داشت (نرخ استاندارد ۱,۵۰۰ تومان/ساعت). ساعت استاندارد مجاز برای تولید واقعی ۴۰۰ ساعت بود. همچنین ۱,۲۰۰,۰۰۰ تومان سربار ثابت واقعی داشت (بودجه سربار ثابت برای ظرفیت عادی ۱,۰۰۰ ساعت، ۹۰۰,۰۰۰ تومان بود). انحرافات سربار متغیر و ثابت را محاسبه کنید.
- تحلیل انحرافات: انحرافات مطلوب و نامطلوب محاسبه شده در تمرینهای بالا را تحلیل کنید و دلایل احتمالی وقوع آنها را بیان کنید.
- ثبت و بستن: برای انحرافات محاسبه شده در تمرین ۲ و ۳، ثبتهای روزنامه مربوط به شناسایی انحرافات و سپس بستن آنها به حساب سود و زیان را بنویسید.
۱۱. نکات کلیدی (برای مرور سریع)
- هدف اصلی: مقایسه عملکرد واقعی با استاندارد برای کنترل و بهبود.
- استاندارد = مقدار × قیمت: هر انحراف، ناشی از تفاوت در مقدار یا قیمت (یا هر دو) است.
- انحرافات مواد: قیمت (خرید) و مقدار (مصرف).
- انحرافات دستمزد: نرخ (هزینه ساعت) و کارایی (زمان مصرفی).
- انحرافات سربار متغیر: نرخ و کارایی (مشابه دستمزد).
- انحرافات سربار ثابت: بودجه (هزینه واقعی در مقابل بودجه) و حجم (استفاده از ظرفیت).
- مطلوب/نامطلوب: انحراف مطلوب (Favoredable) به معنی صرفهجویی یا کارایی بیشتر نسبت به استاندارد است، نامطلوب (Unfavoredable) برعکس.
- تحلیل انحرافات: مهمتر از محاسبه، درک چرایی وقوع آنها و اقدام اصلاحی است.
- ثبت و بستن: انتقال انحرافات به حسابهای کنترلی و سپس به سود و زیان.
۱۲. خلاصه فصل
در این فصل، به بررسی مفهوم هزینهیابی استاندارد پرداختیم. هدف اصلی این سیستم، تعیین هزینههای از پیش تعیین شده (استاندارد) برای مواد، دستمزد و سربار، و سپس مقایسه آنها با هزینههای واقعی بود. ما با نحوه تعیین این استانداردها آشنا شدیم و سپس به محاسبه و تحلیل انحرافات پرداختیم. انحرافات مواد (قیمت و مقدار)، دستمزد (نرخ و کارایی)، و سربار (متغیر: نرخ و کارایی؛ ثابت: بودجه و حجم) به تفصیل مورد بررسی قرار گرفتند. همچنین، چگونگی ثبت این انحرافات در دفاتر و بستن آنها به حساب سود و زیان تشریح گردید. در نهایت، با ذکر چالشهای اجرایی، بر اهمیت تحلیل عمیق انحرافات برای بهبود مستمر فرآیندها و تصمیمگیریهای مدیریتی تأکید شد.